۱۳۸۷ آبان ۲۹, چهارشنبه

شمه‏اى از فضايل خديجه

اين حديث در كتابهاى حديثى شيعه و اهل سنت آمده كه‏رسول خدا-صلى الله عليه و آله-فرموده:
«كمل من الرجال خلق كثير و لم يكمل من النساء الآمريم،و آسيه امراة فرعون،و خديجة بنت‏خويلد،و فاطمة بنت محمد» (1) يعنى از مردان گروه زيادى به كمال رسيدند ولى از ميان‏زنان جز چهار زن كسى به مرحله كمال نرسيد:مريم،و آسيه‏همسر فرعون،و خديجه دختر خويلد،و فاطمه دختر محمد.
و در حديث ديگرى كه ابن حجر در كتاب الاصابه و ديگران‏از ابن عباس روايت كرده‏اند اينگونه است كه گويد: رسول‏خدا(ص)چهار خط روى زمين ترسيم كرده آنگاه فرمود:
«افضل نساء اهل الجنة خديجة،و فاطمة و مريم و آسية‏». (2)
يعنى برترين زنان اهل بهشت:خديجه و فاطمه و مريم وآسيه هستند...
و در روايت ديگرى كه او و ابن عبد البر و ديگران از رسول‏خدا(ص)با مختصر اختلافى روايت كرده‏اند اينگونه است كه فرمود:
«خير نساء العالمين اربع،مريم و آسيه و خديجه و فاطمه‏» (3) يعنى بهترين زنان جهانيان چهار زن هستند:مريم و آسيه وخديجه و فاطمه.و از عايشه روايت كرده‏اند كه گويد:هيچگاه‏نمى‏شد كه رسول خدا از خانه بيرون رود جز آنكه خديجه را يادمى‏كرد و ستايش و مدح او را مى‏نمود،تا اينكه روزى طبق همان شيوه‏اى كه داشت نام خديجه را برد و او را ياد كرد، دراينوقت رشك و حسد مرا گرفت و گفتم:
«هل كانت الا عجوزا فقد ابدلك الله خيرا منها». (4)
خديجه جز پيرزنى بيش نبود در صورتى كه خداوند بهتر از اوبهره تو كرده.!
عايشه گويد:در اينوقت رسول خدا-كه اين سخن مرا شنيدغضبناك شد بحدى كه از شدت غضب موهاى جلوى سرآنحضرت حركت كرد آنگاه فرمود:
«و الله ما ابدلنى الله خيرا منها،آمنت اذ كفر الناس،و صدقتنى‏و كذبنى الناس،و واستنى في مالها اذ حرمنى الناس و رزقنى الله‏منها اولادا اذ حرمنى اولاد النساء».
بخدا سوگند خداوند بهتر از او زنى به من نداده،او بود كه‏بمن ايمان آورد هنگامى كه مردم كفر ورزيدند،و او بود كه مراتصديق كرد و مردم مرا تكذيب نموده(و دروغگويم خواندند)واو بود كه در مال خود با من مواسات كرد(و مرا بر خود مقدم‏داشت)در وقتى كه مردم محرومم كردند،و از او بود كه خداوندفرزندانى روزى من كرد و از زنان ديگر نسبت‏بفرزند محرومم‏ساخت.
عايشه گويد:با خود گفتم:ديگر از اين پس هرگز به بدى اورا ياد نخواهم كرد (5) .
و در روايت اربلى در كشف الغمه اينگونه است كه على‏عليه السلام فرمود:روزى نزد رسول خدا(ص)نام خديجه سلام‏الله عليها برده شد و رسول خدا(ص)گريست.عايشه كه چنان‏ديد گفت:
«...ما يبكيك على عجوز حمراء من بنى اسد؟فقال صدقتنى اذكذبتم و آمنت‏بى اذ كفرتم،و ولدت لى اذ عقمتم،فقالت عايشه:
فما زلت اتقرب الى رسول الله-صلى الله عليه و آله-بذكرها» (6) يعنى چه گريه‏اى است كه براى پيرزنى سرخ رو از بنى اسدمى‏كنى؟
رسول خدا فرمود:او مرا تصديق كرد هنگامى كه شماتكذيبم كرديد.و بمن ايمان آورد در وقتى كه شما كافر شديد.
و براى من فرزند آورد كه شما نياورديد!
عايشه گويد:از آن پس پيوسته من با ياد خديجه و با نام او به‏رسول خدا تقرب مى‏جستم.(و هرگاه مى‏خواستم رسول خدابمن توجه كرده و به سخنم گوش دهد سخنم را با نام خديجه شروع مى‏كردم).
و در چند حديث از طريق شيعه و اهل سنت آمده كه رسول‏خدا خديجه را به خانه‏اى در بهشت مژده داد كه در آن دشوارى ورنجى نخواهد بود (7) و سلام خداى تعالى را كه بوسيله جبرئيل براى خديجه آورده‏بود به وى ابلاغ (8) فرمود و خديجه نيز در پاسخ عرض كرد:
«...الله السلام و منه السلام و على جبرئيل السلام...» (9)
و در حديثى كه عياشى در تفسير خود از ابى سعيد خدرى‏روايت كرده اينگونه است كه رسول خدا(ص)فرمود.در شب‏معراج هنگامى كه بازگشتم به جبرئيل گفتم:آيا حاجتى‏دارى؟گفت:
«حاجتى ان تقرا على خديجه من الله و منى السلام...».
حاجت من اين است كه خديجه را از سوى خداوند و از سوى‏من سلام برسانى.و چون رسول خدا سلام خدا و جبرئيل را به‏خديجه ابلاغ فرمود،خديجه در پاسخ گفت:
«ان الله هو السلام،و منه السلام،و اليه السلام‏» (10) .
و بالاخره خديجه سلام الله عليها همان بانوى بزرگوار است‏كه به اجماع اهل تاريخ نخستين زن و يا نخستين انسانى است‏كه به رسول خدا(ص)ايمان آورد...
و وسيله آرامشى براى آنحضرت در برابر طوفانهاى حوادث‏سهمگين و اندوه‏هاى فراوان آغاز رسالت‏بود...
و با ايثار مال فراوان خود براى پيشرفت اسلام در روزهائى‏كه اسلام نياز شديد به بودجه داشت‏بزرگترين حق را بر همه‏مسلمانان جهان تا روز قيامت دارد...
و سخت‏ترين مشكلات را بخاطر حفظ ايمان بخدا و دفاع ازاسلام و رهبر بزرگوار آن متحمل شد.
پى‏نوشتها:
1- مجمع البيان ج 5 ص 320 تفسير كشاف ج 3 ص 250،تفسير ابن جرير ج 3ص 180.
2-الاصابه ج 4 ص 366.اسد الغابه ج 5 ص 437.خصال صدوق ج 1 ص 96.
3-الاصابه ج 4 ص 366،و استيعاب ج 2 ص 720 و 750 و تفسير ابن جريرج 3 ص 180 و م جمع الزوائد هيثمى ج 9 ص 223.اسد الغابه ج 5 ص 437.
4-لابد-طبق اين روايت-منظورش از بهتر،خودش بوده كه جوان و دختر بوده است!
5-اسد الغابه ج 5 ص 438.الاصابه ج 4 ص 275.
6-بحار الانوار ج 16 ص 8.
7-بحار الانوار ج 16 ص 11.و الاصابه ج 4 ص 275.و اسد الغابه ج 5 ص 438.
8-الاصابه ج 4 ص 274 و اسد الغابه ج 5 ص 438.
9-بحار الانوار ج 16 ص 11.
10-سفينة البحار ج 1 ص 379.
درسهايى از تاريخ تحليلى اسلام جلد 2 صفحه‏55
رسولى محلاتى

هیچ نظری موجود نیست: