كتاب: زندگانى حضرت محمد(ص) ص 399
نويسنده: رسولى محلاتى
رسول خدا(ص) ام سلمه را نيز با اينكه زنى بيوه و داراى دو كودك بود، چون شوهرش ابو سلمه - به شرحى كه پيش از اين گفته شد - در اثر زخمى كه در جنگ احد برداشتبه شهادت رسيد، او را به عقد خويش در آورد، و ضمن سرپرستى از آن زن با ايمان و محترم، سرپرستى و تربيت دو كودك يتيم او را نيز كه از ابو سلمه به جاىمانده بود به عهده گرفت.
و از رواياتى كه در دست هست معلوم مىشود كه ازدواج با ام سلمه پس از مرگ زينب دختر خزيمه صورت گرفت و رسول خدا(ص)او را در اتاق زينب جاى داد.
فضايل ام سلمه
ام سلمه گذشته از سابقهاى كه در اسلام داشت و از جمله زنانى است كه با شوهرش ابو سلمه به حبشه هجرت كرد و پس از ورود به مكه نيز آزارها از دست مشركين كشيد از نظر فهم و عقل نيز گوى سبقت را از ديگران ربوده بود، و ابن حجر عسقلانى در ترجمه او گويد:
سخنى را كه او در جنگ حديبيه به رسول خدا(ص)عرض كرد دليل بر وفور عقل و صوابديد راى و نظر اوست - كه ان شاء الله در جاى خود مذكور خواهد شد - .
ام سلمه از زنان بزرگى است كه صرفنظر از افتخار همسرى با رسول خدا(ص)در ايمان به خدا و روز جزا و پيروى از دستورهاى پيغمبر بزرگوار اسلام به مرتبه والايى رسيد و پس از خديجه كبرى(س)در ميان همسران پيغمبر از همگان گوى سبقت را در فضل و كمال ربوده و پس از رحلت آن حضرت نيز با اينكه عمرى طولانى كرد و آخرين همسر رسول خدا(ص)بود كه از دنيا رفت تا زنده بود حرمتخود و پيغمبر را نگاه داشته و كارى كه مخالف شان بانوى بزرگى چون او بود از وى ديده نشد و بحق«ام المؤمنين»بود و شايستگى چنين افتخار و نام بزرگى را داشت و حتى اگر عمل خلافى از ساير همسران آن حضرت مىديد در صدد جلوگيرى و پند و اندرز آنان نيز بر مىآمد، چنانكه هنگامى كه عايشه خواستبه بصره و جنگ جمل برود او را موعظه كرد و از اين كار نهى نمود و عايشه نيز با اينكه سخنان او را تصديق كرد و قبول نمود اما سرانجام وسوسه شيطانى كار خود را كرد و او را به ميدان جنگ كشانيد. (1)
ام سلمه همان بانوى محترمى است كه به نقل محدثين شيعه و سنى آيه تطهير درخانه او نازل شد و سخن او با رسول خدا(ص)و عايشه مشهور است.
و افتخار ديگر ام سلمه اين است كه چند سال، بزرگترين بانوى اسلام حضرت فاطمه زهرا(س)را سرپرستى و خدمتگزارى كرده و از هيچ گونه فداكارى در راه او و شوهرش امير المؤمنين(ع)خوددارى و دريغ ننموده است تا آنجا كه همه مىدانيم در مورد فدك - با همه خطرى كه براى ام سلمه داشت - به نزد ابو بكر رفته و به نفع عصمت كبرى حضرت زهرا(س)گواهى داد، و به همين سبب مورد خشم دستگاه خلافت قرار گرفت و به همين جرم!يك سال حقوق او را از بيت المال قطع كردند.
بالاخره ام سلمه يكى از نزديكان خاندان بزرگوار رسول خدا(ص)و امين و دايع و حافظ اسرار ايشان بوده است، چنانكه طبق نقل صفار در كتاب بصائر الدرجات امير المؤمنين(ع)هنگام سفر عراق ودايع امامت را كه نزد وى بود به او سپرد و پس از وى امام حسن و امام حسين(ع)نيز اين كار را كردند.
و داستان مشتخاكى را كه امام حسين(ع)هنگام سفر عراق به وى داد و فرمود: آن را در شيشهاى نگهدارى كن تا هر وقتى كه ديدى مبدل به خون شد بدان كه من كشته شدهام معروف و مشهور است و مرگ ام سلمه در سال 62 هجرى پس از مراجعت اهل بيت از شام، در مدينه اتفاق افتاد.
پىنوشت:
1. براى تحقيق بيشتر مىتوانيد به شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد در ذيل سخن امير المؤمنين(ع)كه فرمود: «ان النساء نواقص الايمان. . . »مراجعه فرماييد.
نويسنده: رسولى محلاتى
رسول خدا(ص) ام سلمه را نيز با اينكه زنى بيوه و داراى دو كودك بود، چون شوهرش ابو سلمه - به شرحى كه پيش از اين گفته شد - در اثر زخمى كه در جنگ احد برداشتبه شهادت رسيد، او را به عقد خويش در آورد، و ضمن سرپرستى از آن زن با ايمان و محترم، سرپرستى و تربيت دو كودك يتيم او را نيز كه از ابو سلمه به جاىمانده بود به عهده گرفت.
و از رواياتى كه در دست هست معلوم مىشود كه ازدواج با ام سلمه پس از مرگ زينب دختر خزيمه صورت گرفت و رسول خدا(ص)او را در اتاق زينب جاى داد.
فضايل ام سلمه
ام سلمه گذشته از سابقهاى كه در اسلام داشت و از جمله زنانى است كه با شوهرش ابو سلمه به حبشه هجرت كرد و پس از ورود به مكه نيز آزارها از دست مشركين كشيد از نظر فهم و عقل نيز گوى سبقت را از ديگران ربوده بود، و ابن حجر عسقلانى در ترجمه او گويد:
سخنى را كه او در جنگ حديبيه به رسول خدا(ص)عرض كرد دليل بر وفور عقل و صوابديد راى و نظر اوست - كه ان شاء الله در جاى خود مذكور خواهد شد - .
ام سلمه از زنان بزرگى است كه صرفنظر از افتخار همسرى با رسول خدا(ص)در ايمان به خدا و روز جزا و پيروى از دستورهاى پيغمبر بزرگوار اسلام به مرتبه والايى رسيد و پس از خديجه كبرى(س)در ميان همسران پيغمبر از همگان گوى سبقت را در فضل و كمال ربوده و پس از رحلت آن حضرت نيز با اينكه عمرى طولانى كرد و آخرين همسر رسول خدا(ص)بود كه از دنيا رفت تا زنده بود حرمتخود و پيغمبر را نگاه داشته و كارى كه مخالف شان بانوى بزرگى چون او بود از وى ديده نشد و بحق«ام المؤمنين»بود و شايستگى چنين افتخار و نام بزرگى را داشت و حتى اگر عمل خلافى از ساير همسران آن حضرت مىديد در صدد جلوگيرى و پند و اندرز آنان نيز بر مىآمد، چنانكه هنگامى كه عايشه خواستبه بصره و جنگ جمل برود او را موعظه كرد و از اين كار نهى نمود و عايشه نيز با اينكه سخنان او را تصديق كرد و قبول نمود اما سرانجام وسوسه شيطانى كار خود را كرد و او را به ميدان جنگ كشانيد. (1)
ام سلمه همان بانوى محترمى است كه به نقل محدثين شيعه و سنى آيه تطهير درخانه او نازل شد و سخن او با رسول خدا(ص)و عايشه مشهور است.
و افتخار ديگر ام سلمه اين است كه چند سال، بزرگترين بانوى اسلام حضرت فاطمه زهرا(س)را سرپرستى و خدمتگزارى كرده و از هيچ گونه فداكارى در راه او و شوهرش امير المؤمنين(ع)خوددارى و دريغ ننموده است تا آنجا كه همه مىدانيم در مورد فدك - با همه خطرى كه براى ام سلمه داشت - به نزد ابو بكر رفته و به نفع عصمت كبرى حضرت زهرا(س)گواهى داد، و به همين سبب مورد خشم دستگاه خلافت قرار گرفت و به همين جرم!يك سال حقوق او را از بيت المال قطع كردند.
بالاخره ام سلمه يكى از نزديكان خاندان بزرگوار رسول خدا(ص)و امين و دايع و حافظ اسرار ايشان بوده است، چنانكه طبق نقل صفار در كتاب بصائر الدرجات امير المؤمنين(ع)هنگام سفر عراق ودايع امامت را كه نزد وى بود به او سپرد و پس از وى امام حسن و امام حسين(ع)نيز اين كار را كردند.
و داستان مشتخاكى را كه امام حسين(ع)هنگام سفر عراق به وى داد و فرمود: آن را در شيشهاى نگهدارى كن تا هر وقتى كه ديدى مبدل به خون شد بدان كه من كشته شدهام معروف و مشهور است و مرگ ام سلمه در سال 62 هجرى پس از مراجعت اهل بيت از شام، در مدينه اتفاق افتاد.
پىنوشت:
1. براى تحقيق بيشتر مىتوانيد به شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد در ذيل سخن امير المؤمنين(ع)كه فرمود: «ان النساء نواقص الايمان. . . »مراجعه فرماييد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر