۱۳۸۷ آبان ۳۰, پنجشنبه

مزاياى سفرى كه منجر به صلح حديبيه شد

كتاب: فروغ ابديت، ج 2، ص 183
نويسنده: جعفر سبحانى
اين مسافرت روحانى علاوه بر مزاياى معنوى و روحى،يك سلسله مصالح اجتماعى و سياسى را دربرداشت و موقعيت مسلمانان را در شبه جزيره بالا مى‏برد و باعث انتشار آئين يكتاپرستى در ميان ملت عرب مى‏گشت.اولا:قبائل مشرك عرب تصور مى‏كردند كه پيامبر با تمام عقائد و مراسم ملى و مذهبى آنان،حتى فريضه‏«حج‏»و«عمره‏»كه يادگار نياكان آنها است،مخالف است.از اين جهت،از محمد و آئين او وحشت و اضطراب داشتند.در اين موقع شركت محمد«ص‏»و ياران او در مراسم‏«عمره‏»،توانست تا حدى از وحشت و اضطراب قبائل مشرك بكاهد،و در عمل روشن كند كه پيامبر هرگز با زيارت خانه خدا و فريضه ياد شده كه از شعائر مذهبى و رسوم مذهبى آنها است،نه تنها مخالف نيست،بلكه آن را يك فريضه لازم مى‏داند،و او بسان پدر بزرگ عرب حضرت‏«اسماعيل‏»،در احياء و ابقاء آنها كوشا است و از اين راه مى‏تواند قلوب گروهى را كه آئين آن حضرت را با شئون ملى و مذهبى خود صد در صد مخالف مى‏دانستند، به سوى خود جلب نمايد و از وحشت آنها بكاهد.
ثانيا:اگر مسلمانان در اين راه با موفقيت روبرو شوند،و فرائض عمره را آزادانه در مسجد الحرام،در برابر ديده هزاران عرب مشرك انجام دهند،اين عمل، تبليغ عظيمى از آئين اسلام خواهد بود.زيرا در اين ايام كه مشركان،از تمام نقاط عربستان در آن سرزمين گرد خواهند آمد،اخبار مسلمانان را به وطن خود خواهند برد و از اين طريق نداى اسلام به نقاطى كه پيامبر نمى‏توانست در آن روز به آن نقاط مبلغ اعزام كند،خودبخود خواهد رسيد،و اثر خواهد گذاشت.
ثالثا:پيامبر،احترام ماههاى حرام را در مدينه يادآور شد و فرمود:«ما فقط براى زيارت خانه خدا مى‏رويم‏»،و به مسلمانان دستور داد كه از حمل هر نوع اسلحه، جز شمشيرى كه مسافر در حال سفر همراه خود حمل مى‏كند خوددارى كنند.اين مطلب،عواطف و تمايلات بسيارى از اجانب را به سوى اسلام جلب نمود،زيرا بر خلاف تبليغات سوئى كه قريش درباره اسلام انجام داده بود،همگى مشاهده كردند كه پيامبر گرامى همانند ديگران،جنگ را در اين ماهها حرام دانسته و خود طرفدار بقاء اين سنت ديرينه است.
رهبر عاليقدر اسلام با خود مى‏انديشيد كه اگر در اين راه توفيقى نصيب مسلمانان گردد،مسلمانان به يكى از آرزوهاى ديرينه خود نائل خواهند شد.همچنين، دورافتادگان از وطن،از خويشان و دوستان خود،تجديد ديدار خواهندكرد،و اگر قريش از ورود آنها به سرزمين حرم جلوگيرى نمايند،در اين صورت حيثيت‏خود را در جهان عرب از دست مى‏دهند.
زيرا نمايندگان عموم قبائل بى‏طرف خواهند ديد كه قريش با دسته‏اى كه عازم زيارت كعبه و انجام فرائض عمره بودند،و سلاحى جز سلاح مسافر همراه نداشتند، چگونه معامله كردند،در صورتى كه‏«مسجد الحرام‏»به عموم عرب تعلق دارد،و قريش فقط توليت مناصب آنجا را دارند.
در اين لحظه حقانيت مسلمانان به گونه‏اى روشن تجلى نموده و زورگوئى قريش آشكار خواهد شد و بار ديگر قريش نخواهند توانست‏با قبائل عرب بر ضد اسلام پيمان نظامى تشكيل دهند،زيرا آنها در برابر ديده هزاران زائر،مسلمانان را از حق مشروع خود بازداشتند.

هیچ نظری موجود نیست: