كتاب: زندگانى حضرت محمد(ص) ص 409
نويسنده: رسولى محلاتى
جمعى از اهل تاريخ و بسيارى از مفسرين در خلال حوادث سال چهارم هجرت، داستان تحريم شراب و حرمتخمر را نوشتهاند و معتقدند كه شراب در اين سال حرام شد و پيش از آن حرمتى نداشته و آياتى هم كه درباره آن نازل شده بود حمل بر كراهت كردهاند. اما با توجه به تمامى آيات و احاديثى كه درباره شراب و گناه آن در قرآن كريم و روايات وارد شده اين مطلب بخوبى استفاده مىشود كه خداى تعالى در ضمن همان آياتى كه در مكه بر پيغمبر نازل شد و پيش از هجرت، شراب را بر مسلمانان حرام كرده و اساسا حرمتشراب مانند حرمت زنا و عادات زشت ديگرى كه در مردم آن زمان مرسوم بوده از همان آغاز دعوت رسول خدا ميان مردم مكه و قريش معروف بوده و آن را جزء قوانين و دستورهاى دين اسلام و آيين تازهاى كه محمد(ص) آورده بود مىدانستند تا آنجا كه ابن هشام در سيره خود مىنويسد:
تنها چيزى كه مانع اسلام اعشى شاعر معروف عرب گرديد همين موضوع حرمتشراب بود و شرح آن را چنين نگاشته است كه گويد:
پس از بعثت رسول خدا(ص)هنگامى كه آن حضرت در مكه بود اعشى به قصد تشرف به دين اسلام و ايمان به پيغمبر از ميان قبيله خود حركت كرده به سوى مكه آمد و قصيدهاى طولانى نيز در مدح آن حضرت سروده بود و چون به پشت دروازه مكه رسيد به يكى از قرشيان برخورد كرد و آن مرد قرشى از او پرسيد: به كجا مىروى؟
گفت: به مكه مىروم تا به محمد ايمان بياورم.
مرد قرشى(كه ديد اگر اعشى مسلمان شود با معروفيتى كه دارد اشعار و زبان او كمك شايانى به پيشرفت اسلام خواهد كرد براى آنكه او را از اين كار منصرف سازد)بدو گفت:
- محمد زنا را حرام كرده!
اعشى گفت: به خدا سوگند مرا به آن عمل نيازى نيست.
مرد قرشى گفت: او شراب را نيز حرام كرده؟!اعشى فكرى كرد و گفت: اما اين يكى چيزى است كه به خدا سوگند من هنوز به طور كامل بهره خود را از آن نگرفتهام و با اين ترتيب پس امسال را من باز مىگردم و تا سال ديگر بهره خود را از شراب مىگيرم و چون سال ديگر شد به نزد محمد مىآيم و مسلمان مىشوم.
اين سخن را گفت و به خانه خود بازگشت و تصادفا همان سال مرگش فرا رسيد و توفيق آن را نيافت كه سال ديگر به نزد آن حضرت بيايد و مسلمان شود و علاقه به شراب مانع اسلام او گرديد.
و با توجه به اين داستان معلوم مىشود موضوع حرمتشراب در اسلام پيش از هجرت نيز زبانزد مردم بود تا جايى كه دشمنان اسلام نيز آن را مىدانستهاند، منتهى اگر بعضى از مسلمانان در اثر علاقه زياد و يا عادت شديدى كه نسبتبه شراب داشتهاند، آن را مىنوشيدند و براى سر و صورت دادن به اين عمل خود اجتهادى هم درباره لفظ«اثم»كرده و آن را حمل بر كراهت كردهاند تا اينكه دستور اكيد و صريحى در حرمت و نهى از شرب آن آمد مانند آيه 90 سوره مائده، اين عمل مسلمانان و اجتهاد آنان را نمىتوان به حساب قرآن و اسلام گذارد، چنانكه در موضوع روزه نيز در آغاز، مجامعتبا زنان در شب حرام بود ولى گروهى از جوانان و افراد ديگرى كه غريزه جنسى در آنها قوى بود نتوانستند خوددارى كنند و به تعبير قرآن كريم به خود خيانت كردند تا آنكه آن حكم منسوخ گرديد.
و شاهد بر اينكه شراب از آغاز بعثت رسول خدا(ص)حرام بوده و هيچ گاه در اسلام عنوان مباح و حلال نداشته است، روايات زيادى است كه در كتاب شريف كافى و تهذيب و كتابهاى ديگر حديثى از ائمه بزرگوار دين(ع)رسيده كه از آن جمله حديثى است كه كلينى(ره)و شيخ طوسى از امام باقر(ع)روايت كردهاند كه آن حضرت فرمود:
«خداى تعالى هيچ پيغمبرى را به نبوت مبعوث نفرمود جز آنكه در علم خدا چنين بود كه چون دين او را كامل نمود حرمتخمر و شراب در آن دين بود و شراب هميشه حرام بوده است. . . »و در حديث ديگرى كه كلينى(ره)از على بن يقطين روايت كرده اين گونه است كه مهدى عباسى از حضرت موسى بن جعفر(ع)حكم شراب را پرسيد: كه آيا شراب در كتاب خدا حرام شده است؟با اينكه مردم از آيات شراب نهى مىفهمند نه حرمت؟ امام(ع)با قاطعيت فرمود: آرى در كتاب خدا حرام شده. پرسيد: در كجاى كتاب خدا حرام شده؟حضرت فرمود: در آنجا كه خدا فرمود:
«قل انما حرم ربى الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم و البغى بغير الحق. . . » (1) و به دنبال آن امام(ع)فرمود: منظور از«اثم»در اين آيه كه خدا آن را صريحا حرام فرموده شراب استبه دليل آنكه در جاى ديگر فرمود: «يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير و منافع للناس و اثمهما اكبر من نفعهما» (2) تا به آخر حديث.
و با توجه به اينكه آيه اول در سوره اعراف آمده و آن سوره در مكه نازل شده بخوبى تفسير آيه دوم را كه در سوره بقره و در مدينه نازل شده است مىكند، و به هر صورت از مجموع آيات و روايات بخوبى فهميده مىشود كه حرمتشراب از احكام معروف اسلام بوده و در همان آغاز بعثت، رسول خدا(ص)به دستور خداى تعالى آن را حرام كرده، منتهى برخى از مسلمانان كه نمىتوانستند از آن دستبردارند بر خلاف دستور اسلام و با اجتهادى كه پيش خود در معناى كلام خدا مىكردند آن را مىنوشيدند تا وقتى كه با شدت و تهديد بيشترى آيه سوره مائده آمد و ديگر نتوانستند به كار خلاف خود ادامه بدهند و به قول معروف در مقابل نص اجتهاد كنند.
پىنوشتها:
1. سوره اعراف، آيه 23.
2. سوره بقره، آيه 219.
۱۳۸۷ آبان ۳۰, پنجشنبه
حرمتشرب خمر
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر