۱۳۸۷ آبان ۳۰, پنجشنبه

حرمت‏شرب خمر

كتاب: زندگانى حضرت محمد(ص) ص 409
نويسنده: رسولى محلاتى
جمعى از اهل تاريخ و بسيارى از مفسرين در خلال حوادث سال چهارم هجرت، داستان تحريم شراب و حرمت‏خمر را نوشته‏اند و معتقدند كه شراب در اين سال حرام شد و پيش از آن حرمتى نداشته و آياتى هم كه درباره آن نازل شده بود حمل بر كراهت كرده‏اند. اما با توجه به تمامى آيات و احاديثى كه درباره شراب و گناه آن در قرآن كريم و روايات وارد شده اين مطلب بخوبى استفاده مى‏شود كه خداى تعالى در ضمن همان آياتى كه در مكه بر پيغمبر نازل شد و پيش از هجرت، شراب را بر مسلمانان حرام كرده و اساسا حرمت‏شراب مانند حرمت زنا و عادات زشت ديگرى كه در مردم آن زمان مرسوم بوده از همان آغاز دعوت رسول خدا ميان مردم مكه و قريش معروف بوده و آن را جزء قوانين و دستورهاى دين اسلام و آيين تازه‏اى كه محمد(ص) آورده بود مى‏دانستند تا آنجا كه ابن هشام در سيره خود مى‏نويسد:
تنها چيزى كه مانع اسلام اعشى شاعر معروف عرب گرديد همين موضوع حرمت‏شراب بود و شرح آن را چنين نگاشته است كه گويد:
پس از بعثت رسول خدا(ص)هنگامى كه آن حضرت در مكه بود اعشى به قصد تشرف به دين اسلام و ايمان به پيغمبر از ميان قبيله خود حركت كرده به سوى مكه آمد و قصيده‏اى طولانى نيز در مدح آن حضرت سروده بود و چون به پشت دروازه مكه رسيد به يكى از قرشيان برخورد كرد و آن مرد قرشى از او پرسيد: به كجا مى‏روى؟
گفت: به مكه مى‏روم تا به محمد ايمان بياورم.
مرد قرشى(كه ديد اگر اعشى مسلمان شود با معروفيتى كه دارد اشعار و زبان او كمك شايانى به پيشرفت اسلام خواهد كرد براى آنكه او را از اين كار منصرف سازد)بدو گفت:
- محمد زنا را حرام كرده!
اعشى گفت: به خدا سوگند مرا به آن عمل نيازى نيست.
مرد قرشى گفت: او شراب را نيز حرام كرده؟!اعشى فكرى كرد و گفت: اما اين يكى چيزى است كه به خدا سوگند من هنوز به طور كامل بهره خود را از آن نگرفته‏ام و با اين ترتيب پس امسال را من باز مى‏گردم و تا سال ديگر بهره خود را از شراب مى‏گيرم و چون سال ديگر شد به نزد محمد مى‏آيم و مسلمان مى‏شوم.
اين سخن را گفت و به خانه خود بازگشت و تصادفا همان سال مرگش فرا رسيد و توفيق آن را نيافت كه سال ديگر به نزد آن حضرت بيايد و مسلمان شود و علاقه به شراب مانع اسلام او گرديد.
و با توجه به اين داستان معلوم مى‏شود موضوع حرمت‏شراب در اسلام پيش از هجرت نيز زبانزد مردم بود تا جايى كه دشمنان اسلام نيز آن را مى‏دانسته‏اند، منتهى اگر بعضى از مسلمانان در اثر علاقه زياد و يا عادت شديدى كه نسبت‏به شراب داشته‏اند، آن را مى‏نوشيدند و براى سر و صورت دادن به اين عمل خود اجتهادى هم درباره لفظ‏«اثم‏»كرده و آن را حمل بر كراهت كرده‏اند تا اينكه دستور اكيد و صريحى در حرمت و نهى از شرب آن آمد مانند آيه 90 سوره مائده، اين عمل مسلمانان و اجتهاد آنان را نمى‏توان به حساب قرآن و اسلام گذارد، چنانكه در موضوع روزه نيز در آغاز، مجامعت‏با زنان در شب حرام بود ولى گروهى از جوانان و افراد ديگرى كه غريزه جنسى در آنها قوى بود نتوانستند خوددارى كنند و به تعبير قرآن كريم به خود خيانت كردند تا آنكه آن حكم منسوخ گرديد.
و شاهد بر اينكه شراب از آغاز بعثت رسول خدا(ص)حرام بوده و هيچ گاه در اسلام عنوان مباح و حلال نداشته است، روايات زيادى است كه در كتاب شريف كافى و تهذيب و كتابهاى ديگر حديثى از ائمه بزرگوار دين(ع)رسيده كه از آن جمله حديثى است كه كلينى(ره)و شيخ طوسى از امام باقر(ع)روايت كرده‏اند كه آن حضرت فرمود:
«خداى تعالى هيچ پيغمبرى را به نبوت مبعوث نفرمود جز آنكه در علم خدا چنين بود كه چون دين او را كامل نمود حرمت‏خمر و شراب در آن دين بود و شراب هميشه حرام بوده است. . . »و در حديث ديگرى كه كلينى(ره)از على بن يقطين روايت كرده اين گونه است كه مهدى عباسى از حضرت موسى بن جعفر(ع)حكم شراب را پرسيد: كه آيا شراب در كتاب خدا حرام شده است؟با اينكه مردم از آيات شراب نهى مى‏فهمند نه حرمت؟ امام(ع)با قاطعيت فرمود: آرى در كتاب خدا حرام شده. پرسيد: در كجاى كتاب خدا حرام شده؟حضرت فرمود: در آنجا كه خدا فرمود:
«قل انما حرم ربى الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم و البغى بغير الحق. . . » (1) و به دنبال آن امام(ع)فرمود: منظور از«اثم‏»در اين آيه كه خدا آن را صريحا حرام فرموده شراب است‏به دليل آنكه در جاى ديگر فرمود: «يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير و منافع للناس و اثمهما اكبر من نفعهما» (2) تا به آخر حديث.
و با توجه به اينكه آيه اول در سوره اعراف آمده و آن سوره در مكه نازل شده بخوبى تفسير آيه دوم را كه در سوره بقره و در مدينه نازل شده است مى‏كند، و به هر صورت از مجموع آيات و روايات بخوبى فهميده مى‏شود كه حرمت‏شراب از احكام معروف اسلام بوده و در همان آغاز بعثت، رسول خدا(ص)به دستور خداى تعالى آن را حرام كرده، منتهى برخى از مسلمانان كه نمى‏توانستند از آن دست‏بردارند بر خلاف دستور اسلام و با اجتهادى كه پيش خود در معناى كلام خدا مى‏كردند آن را مى‏نوشيدند تا وقتى كه با شدت و تهديد بيشترى آيه سوره مائده آمد و ديگر نتوانستند به كار خلاف خود ادامه بدهند و به قول معروف در مقابل نص اجتهاد كنند.
پى‏نوشت‏ها:
1. سوره اعراف، آيه 23.
2. سوره بقره، آيه 219.

هیچ نظری موجود نیست: