كتاب: زندگانى حضرت محمد(ص) ص 273
نويسنده: رسولى محلاتى
چنانكه در خلال گفتارهاى پيش گذشت، قبل از ورود رسول خدا(ص)به شهر يثرب اختلافات ريشهدارى ميان دو تيره ساكن اين شهر حكومت مىكرد و هر چند وقتيك بار اين دو تيره يعنى اوس و خزرج به جان هم مىريختند و پس از كشت و كشتار و ويرانىهاى زيادى كه به بار مىآوردند براى مدتى دست از جنگ مىكشيدند.
در كنار اين دو قبيله جمعى از يهود نيز كه از طوايف مختلفى چون«بنى قينقاع»، «بنى النضير»، «بنى قريظة»، «بنى ثعلبة»و ديگران بودند در طول سالها يا قرنهاى متمادى تدريجا بدين شهر هجرت كرده و زمينهاى بسيارى در شهر و اطراف آن خريدارى نموده و به كار تجارت و صنعت مشغول شده بودند و چون از نظر تمدن و فرهنگ و صنعت و بخصوص هوش و استعداد در جمع ثروت بر ساكنان يثرب فزونى داشتند كمكم ثروت و تجارت و اقتصاد و بازار آن شهر را در اختيار خود درآورده و قبضه كرده بودند، و خود اين يهوديان يك عامل مؤثرى براى ايجاد اختلاف و دامن زدن به آتش تفرقه بودند زيرا سود و بهره و آسايش آنها در اين كار بود.
رسول خدا(ص)براى پايان دادن به اختلاف ميان دو قبيله اوس و خزرج و كوتاه كردن دستيهود غارتگر به كمك وحى الهى قراردادها و طرحهايى تدوين كرد كه به عقيده مورخان و دانشمندان محكمترين پايه پيشرفت اسلام با همين طرحها و قراردادها پى ريزى شد (1) و پس از چندى از همين مردم مختلف العقيده و ناتوان، امت واحد و ملتى نيرومند تشكيل داد و شهر يثرب به صورت بزرگترين پايگاه سياسى و نظامى جزيرة العرب درآمد، و بدين وسيله اسلام در سراسر جهان توسعه يافت.
و از جمله كارهاى لازم و مهمى كه انجام شد پيمان برادرى و اخوتى بود كه آن حضرت ميان مهاجر و انصار بست و بدين ترتيب مهاجرين را كه احساس غربت و بى كسى مىكردند از پريشانى رهايى بخشيد (2) و خود نيز در اين پيمان اخوت شركتجسته و على(ع)را به عنوان برادر خويش انتخاب كرد، و بدو كه در مراسم مزبور ايستاده بود و برادر شدن يك يك از مهاجر و انصار را نظاره مىنمود رو كرده و فرمود:
- تو هم برادر من باش.
و اين يكى از موارد استثنايى بود كه ميان دو نفر كه هر دو مهاجر بودند عقد اخوت و برادرى بسته مىشد. (3)
پىنوشتها:
1. براى اطلاع كامل از متن قراردادها به كتابهايى چون سيره ابن هشام و غيره مراجعه شود.
2. در قضيه اين پيمان كه پيغمبر اسلام(ص)بست داستان جالبى در تاريخ ذكر شده كه حكايت از روح فداكارى و كمال ايمان مسلمانان صدر اسلام مىكند و با اينكه بناى اين كتاب بر اختصار است دريغم آمد آن را در پاورقى ذكر نكنم و آن اين است كه ابن اثير و ديگران نقل كردهاند. از جمله كسانى را كه رسول خدا(ص)در اين پيمان مقدس ميان آن دو عقد اخوت بستسعد بن ربيع - از انصار مدينه - با عبد الرحمن بن عوف - از مهاجرين مكه - بود، و چون مراسم اين پيمان به پايان رسيد سعد بن ربيع رو به عبد الرحمن كرده گفت:
- برادر!من اموالى دارم كه همه را با تو نصف مىكنم، و دو زن هم دارم، اكنون بنگر كدام يك از اين دو زن را تو بيشتر دوست دارى تا من او را طلاق دهم و پس از گذشتن عده طلاق وى، تو او را به همسرى خويش در آورى و با او ازدواج كنى؟عبد الرحمن از او تشكر كرده و در حق او دعا كرد و گفت:
خدا در مال و خاندانتبركت دهد، مرا بدانها نيازى نيست، فقط راهى براى كسب و كار به من نشان بده، تا من روزى خود را از كسب و كار تحصيل كنم، و سعد به دنبال اين تقاضاى عبد الرحمن ترتيبى داد تا او به كسب و كار مشغول گرديد و بعدها يكى از ثروتمندان مدينه شد.
3. اختلاف است كه شماره افرادى كه در آن روز ميان آنها اين پيمان بسته شد جمعا چند نفر بودند، مقريزى گفته: پنجاه نفر از مهاجر و پنجاه نفر از انصار بودند، و از ابن جوزى نقل شده كه گفته است: من بررسى و تحقيق كردهام و مجموع افرادى را كه رسول خدا(ص)در آن روز ميان آنها پيمان برادرى بست صد و هشتاد و شش نفر بودند و اين جريان پنج ماه و به قولى هشت ماه پس از ورود به مدينه انجام شد.
ضمنا بايد دانست كه اين پيمان را رسول خدا(ص)دو بار يكى در مكه و ميان مسلمانان مكه و قريش و ديگرى در مدينه و ميان مهاجرين از يك طرف و انصار از يك سو بست، و در هر دو مرتبه على بن ابيطالب را برادر خود گردانيد.
و بد نيستبدانيد كه در پيمان برادرى مكه از جمله حمزه را با زيد بن حارثة و ابو بكر را با عمر، عثمان را با عبد الرحمن بن عوف، زبير را با عبد الله مسعود، عبيدة بن حارث را با بلال و مصعب بن عمير را با سعد بن ابى وقاص برادر ساخت.
و در پيمان مدينه نيز از جمله حمزه را با زيد، جعفر بن ابيطالب را كه در حبشه به سر مىبرد با معاذ بن جبل، ابو بكر را با خارجة بن زيد، عمر را با عتبان بن مالك، عثمان را با اوس بن ثابت، ابو عبيدة جراح را با سعد بن معاذ، عمار بن ياسر را با حذيفة بن يمان، سلمان فارسى را با ابو درداء و ابوذر را با منذر بن عمرو. . . برادر ساخت.
و اين را هم بدانيد كه داستان پيمان برادرى و اخوت على(ع)را با رسول خدا(ص)در مكه و مدينه بيش از بيست نفر از سيره نويسان و محدثين اهل سنت در كتابهاى خود نقل كردهاند. كه براى اطلاع بيشتر مىتوانيد به كتاب الصحيح من السيره، ج 3، ص 60، احقاق الحق و كتابهاى ديگر مراجعه كنيد.
نويسنده: رسولى محلاتى
چنانكه در خلال گفتارهاى پيش گذشت، قبل از ورود رسول خدا(ص)به شهر يثرب اختلافات ريشهدارى ميان دو تيره ساكن اين شهر حكومت مىكرد و هر چند وقتيك بار اين دو تيره يعنى اوس و خزرج به جان هم مىريختند و پس از كشت و كشتار و ويرانىهاى زيادى كه به بار مىآوردند براى مدتى دست از جنگ مىكشيدند.
در كنار اين دو قبيله جمعى از يهود نيز كه از طوايف مختلفى چون«بنى قينقاع»، «بنى النضير»، «بنى قريظة»، «بنى ثعلبة»و ديگران بودند در طول سالها يا قرنهاى متمادى تدريجا بدين شهر هجرت كرده و زمينهاى بسيارى در شهر و اطراف آن خريدارى نموده و به كار تجارت و صنعت مشغول شده بودند و چون از نظر تمدن و فرهنگ و صنعت و بخصوص هوش و استعداد در جمع ثروت بر ساكنان يثرب فزونى داشتند كمكم ثروت و تجارت و اقتصاد و بازار آن شهر را در اختيار خود درآورده و قبضه كرده بودند، و خود اين يهوديان يك عامل مؤثرى براى ايجاد اختلاف و دامن زدن به آتش تفرقه بودند زيرا سود و بهره و آسايش آنها در اين كار بود.
رسول خدا(ص)براى پايان دادن به اختلاف ميان دو قبيله اوس و خزرج و كوتاه كردن دستيهود غارتگر به كمك وحى الهى قراردادها و طرحهايى تدوين كرد كه به عقيده مورخان و دانشمندان محكمترين پايه پيشرفت اسلام با همين طرحها و قراردادها پى ريزى شد (1) و پس از چندى از همين مردم مختلف العقيده و ناتوان، امت واحد و ملتى نيرومند تشكيل داد و شهر يثرب به صورت بزرگترين پايگاه سياسى و نظامى جزيرة العرب درآمد، و بدين وسيله اسلام در سراسر جهان توسعه يافت.
و از جمله كارهاى لازم و مهمى كه انجام شد پيمان برادرى و اخوتى بود كه آن حضرت ميان مهاجر و انصار بست و بدين ترتيب مهاجرين را كه احساس غربت و بى كسى مىكردند از پريشانى رهايى بخشيد (2) و خود نيز در اين پيمان اخوت شركتجسته و على(ع)را به عنوان برادر خويش انتخاب كرد، و بدو كه در مراسم مزبور ايستاده بود و برادر شدن يك يك از مهاجر و انصار را نظاره مىنمود رو كرده و فرمود:
- تو هم برادر من باش.
و اين يكى از موارد استثنايى بود كه ميان دو نفر كه هر دو مهاجر بودند عقد اخوت و برادرى بسته مىشد. (3)
پىنوشتها:
1. براى اطلاع كامل از متن قراردادها به كتابهايى چون سيره ابن هشام و غيره مراجعه شود.
2. در قضيه اين پيمان كه پيغمبر اسلام(ص)بست داستان جالبى در تاريخ ذكر شده كه حكايت از روح فداكارى و كمال ايمان مسلمانان صدر اسلام مىكند و با اينكه بناى اين كتاب بر اختصار است دريغم آمد آن را در پاورقى ذكر نكنم و آن اين است كه ابن اثير و ديگران نقل كردهاند. از جمله كسانى را كه رسول خدا(ص)در اين پيمان مقدس ميان آن دو عقد اخوت بستسعد بن ربيع - از انصار مدينه - با عبد الرحمن بن عوف - از مهاجرين مكه - بود، و چون مراسم اين پيمان به پايان رسيد سعد بن ربيع رو به عبد الرحمن كرده گفت:
- برادر!من اموالى دارم كه همه را با تو نصف مىكنم، و دو زن هم دارم، اكنون بنگر كدام يك از اين دو زن را تو بيشتر دوست دارى تا من او را طلاق دهم و پس از گذشتن عده طلاق وى، تو او را به همسرى خويش در آورى و با او ازدواج كنى؟عبد الرحمن از او تشكر كرده و در حق او دعا كرد و گفت:
خدا در مال و خاندانتبركت دهد، مرا بدانها نيازى نيست، فقط راهى براى كسب و كار به من نشان بده، تا من روزى خود را از كسب و كار تحصيل كنم، و سعد به دنبال اين تقاضاى عبد الرحمن ترتيبى داد تا او به كسب و كار مشغول گرديد و بعدها يكى از ثروتمندان مدينه شد.
3. اختلاف است كه شماره افرادى كه در آن روز ميان آنها اين پيمان بسته شد جمعا چند نفر بودند، مقريزى گفته: پنجاه نفر از مهاجر و پنجاه نفر از انصار بودند، و از ابن جوزى نقل شده كه گفته است: من بررسى و تحقيق كردهام و مجموع افرادى را كه رسول خدا(ص)در آن روز ميان آنها پيمان برادرى بست صد و هشتاد و شش نفر بودند و اين جريان پنج ماه و به قولى هشت ماه پس از ورود به مدينه انجام شد.
ضمنا بايد دانست كه اين پيمان را رسول خدا(ص)دو بار يكى در مكه و ميان مسلمانان مكه و قريش و ديگرى در مدينه و ميان مهاجرين از يك طرف و انصار از يك سو بست، و در هر دو مرتبه على بن ابيطالب را برادر خود گردانيد.
و بد نيستبدانيد كه در پيمان برادرى مكه از جمله حمزه را با زيد بن حارثة و ابو بكر را با عمر، عثمان را با عبد الرحمن بن عوف، زبير را با عبد الله مسعود، عبيدة بن حارث را با بلال و مصعب بن عمير را با سعد بن ابى وقاص برادر ساخت.
و در پيمان مدينه نيز از جمله حمزه را با زيد، جعفر بن ابيطالب را كه در حبشه به سر مىبرد با معاذ بن جبل، ابو بكر را با خارجة بن زيد، عمر را با عتبان بن مالك، عثمان را با اوس بن ثابت، ابو عبيدة جراح را با سعد بن معاذ، عمار بن ياسر را با حذيفة بن يمان، سلمان فارسى را با ابو درداء و ابوذر را با منذر بن عمرو. . . برادر ساخت.
و اين را هم بدانيد كه داستان پيمان برادرى و اخوت على(ع)را با رسول خدا(ص)در مكه و مدينه بيش از بيست نفر از سيره نويسان و محدثين اهل سنت در كتابهاى خود نقل كردهاند. كه براى اطلاع بيشتر مىتوانيد به كتاب الصحيح من السيره، ج 3، ص 60، احقاق الحق و كتابهاى ديگر مراجعه كنيد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر