۱۳۸۷ آبان ۳۰, پنجشنبه

ولادت ابراهيم فرزند رسول خدا(ص)

كتاب: زندگانى حضرت محمد(ص) ص 587
نويسنده: رسولى محلاتى
از حوادث سال هشتم يكى هم ولادت ابراهيم است كه از«ماريه‏» - همان كنيزى كه نجاشى يا مقوقس فرماندار مصر براى آن حضرت فرستاده بود - متولد شد و ولادت او در ماه ذى حجه اتفاق افتاد و قابله او زنى بود به نام سلمى كه اين مژده را به شوهرش ابو رافع داد و اونيز به نزد رسول خدا(ص)رفته و مژده مولود جديد را به آن حضرت داد و پيغمبر خدا به خاطر اين مژده بنده‏اى به او بخشيد و نام مولود را ابراهيم گذارد كه نام جدش ابراهيم خليل بود و چون روز هفتم ولادتش شد گوسفندى براى ابراهيم عقيقه كرد و موى سر نوزاد را تراشيد و به وزن آن نقره در راه خدا انفاق كرد و او را به زنى به نام ام بردة سپرد تا شيرش دهد.
ولادت ابراهيم سبب شد تا ماريه از عنوان كنيزى به مقام همسرى پيغمبر ارتقاء يابد و مقام بيشترى نزد آن حضرت پيدا كند.
اما همين امر سبب حسادت برخى از زنان پيغمبر چون عايشه و حفصه گرديد و براى اينكه ماريه و فرزندش را از چشم پيغمبر بيندازند به كارهاى ناشايست و سخنان ناروايى دست زدند كه نگارنده از نقل آنها خوددارى كرده و براى اطلاع بيشتر خواننده محترم را به كتابهاى ديگر مانند زندگانى محمد، تاليف دكتر محمد حسين هيكل، نويسنده مصرى حواله مى‏دهيم و به دنبال آن ماجراهايى پيش آمد كه بهتر است آنها را در همان كتابها بخوانيد و درباره عايشه و حفصه از روى سخنان نويسندگان اهل سنت، خودتان قضاوت كنيد كه اين دو به دنبال اين داستان چه تحريكاتى انجام دادند و چه توطئه‏هايى كردند و تا چه حد رسول خدا(ص)را آزار كردند و چه سخنانى گفتند تا آنجا كه پيغمبر خدا مدتى از آنها دورى كرد و سرانجام ابو بكر و عمر دخالت كردند. . . و تا به آخر (1) . و قبل از اين نيز در داستان افك بدان‏اشاره كرديم و گفته شد: كه بر طبق روايات زيادى داستان افك در مورد ماريه بوده نه درباره عايشه و شواهدى نيز بر اين مطلب ذكر كرديم.
پى‏نوشت:
1. ترجمه كتاب مزبور، ج 2، صص 612 - 602.

هیچ نظری موجود نیست: