كتاب: فروغ ابديت ج 2، ص 371
نويسنده: جعفر سبحانى
در نيمه ماه ذىالقعدة الحرام سال هشتم هجرت،پيامبر«ص»از تقسيم غنائم«حنين»،در نقطه«جعرانه»فارغ شد.موسم حج نزديك بود،و نخستين سالى بود كه ملت عرب از مسلمان و مشرك،بايد به رهبرى حكومت اسلامى مكه،مراسم حج را انجام دهند.شركت پيامبر در اين مراسم بر عظمت و شكوه حج مىافزود و به رهبرى خردمندانه وى،ممكن بود كه تبليغات صحيح و اساسى براى اسلام،در آن اجتماع باشكوه انجام بگيرد.
از طرف ديگر،پيامبر اسلام در مركز(مدينه)وظائفى بر عهده داشت و مدت سه ماه بود كه آنجا را ترك گفته،و امورى را كه بايد شخصا انجام دهد،كاملا بىسرپرست مانده بود.پيامبر پس از بررسى جوانب كار،مصلحت در اين ديد كه با انجام يك عمره، سرزمين مكه را ترك گويد،و هر چه زودتر به مدينه بازگردد.
لازم بود براى اداره امور سياسى و مذهبى منطقه نوگشوده،افرادى را تعيين كند تا در غياب وى،بحرانى پيش نيايد،و امور منطقه به طرز صحيحى اداره گردد.
از اين نظر،«عتاب بن اسيد»را كه جوانى بردبار و خردمند بود،و بيش از بيستبهار از عمر وى نگذشته بود،در مقابل يك درهم به حكومت و فرماندارى مكه نصب نمود.و با اين عمل،كه يك جوان تازه مسلمان را به فرماندارى مكه نصب كرد،و او را بر بسيارى از پيران و كهنسالان ترجيح داد،سدى از اوهام را شكست.پيامبر،با اين عمل ثابت نمود كه نيل به مقامات و مناصب اجتماعى،فقط و فقط در گرو لياقت و شايستگى است،و هرگز كمى سن،مانع از آن نيست كه در صورت شايستگى،جوانى بزرگترين مقام و منصب اجتماعى را به دست آورد.
فرماندار مكه،در يك اجتماع بزرگ رو به مردم كرد و گفت:پيامبر اسلام براى من حقوقى تعيين كرده است،و من در سايه آن از هر نوع هديه و كمك شما بىنيازم... (1)
حسن انتخاب ديگر پيامبران اين بود،كه معاذ بن جبل را براى تعليم احكام و قرآن تعيين نمود.وى در ميان اصحاب پيامبر به فقاهت و آشنائى به احكام قرآن معروفيت داشت.حتى وقتى پيامبر او را براى داورى به سرزمين يمن اعزام نمود، از وى پرسيد،مدرك داورى شما در گشودن اختلافات چه خواهد بود؟وى گفت:كتاب خدا، «قرآن».پيامبر گفت:اگر در آن موضوع،تصريحى در كتاب خدا نباشد،از روى چه قضاوت مىكنيد؟وى گفت:از روى قضاوتهاى رسول خدا،زيرا من تمام داوريهاى شما را در موضوعات گوناگون ديده و ثبتخاطر نمودهام.اگر جريانى پيش آيد كه موضوع آن با يكى از داوريهاى شما همانند باشد،از داوريهاى پيامبر استفاده نموده و بر طبق آن قضاوت مىكنم.
رسول خدا،بار سوم افزوده گفت:اگر جريانى پيش آيد و درباره آن تصريحى در كتاب خدا،و قضاوتى از من نباشد،در اين صورت چه مىكنى؟گفت:اجتهاد و كوشش مىكنم و بر طبق قاعده و عدل و انصاف داورى مىكنم.پيامبر فرمود:شكر خدا را كه پيامبر خود را موفق نمود كه شخصى را براى داورى انتخاب كند كه عمل وى مورد رضايت اوست. (2)
پىنوشتها:
1. «سيره ابن هشام»،ج 2/500.
2. «طبقات»ج 2/347.
نمایه پیامبر اکرم در دانشنامه حوزه نت جديد
نويسنده: جعفر سبحانى
در نيمه ماه ذىالقعدة الحرام سال هشتم هجرت،پيامبر«ص»از تقسيم غنائم«حنين»،در نقطه«جعرانه»فارغ شد.موسم حج نزديك بود،و نخستين سالى بود كه ملت عرب از مسلمان و مشرك،بايد به رهبرى حكومت اسلامى مكه،مراسم حج را انجام دهند.شركت پيامبر در اين مراسم بر عظمت و شكوه حج مىافزود و به رهبرى خردمندانه وى،ممكن بود كه تبليغات صحيح و اساسى براى اسلام،در آن اجتماع باشكوه انجام بگيرد.
از طرف ديگر،پيامبر اسلام در مركز(مدينه)وظائفى بر عهده داشت و مدت سه ماه بود كه آنجا را ترك گفته،و امورى را كه بايد شخصا انجام دهد،كاملا بىسرپرست مانده بود.پيامبر پس از بررسى جوانب كار،مصلحت در اين ديد كه با انجام يك عمره، سرزمين مكه را ترك گويد،و هر چه زودتر به مدينه بازگردد.
لازم بود براى اداره امور سياسى و مذهبى منطقه نوگشوده،افرادى را تعيين كند تا در غياب وى،بحرانى پيش نيايد،و امور منطقه به طرز صحيحى اداره گردد.
از اين نظر،«عتاب بن اسيد»را كه جوانى بردبار و خردمند بود،و بيش از بيستبهار از عمر وى نگذشته بود،در مقابل يك درهم به حكومت و فرماندارى مكه نصب نمود.و با اين عمل،كه يك جوان تازه مسلمان را به فرماندارى مكه نصب كرد،و او را بر بسيارى از پيران و كهنسالان ترجيح داد،سدى از اوهام را شكست.پيامبر،با اين عمل ثابت نمود كه نيل به مقامات و مناصب اجتماعى،فقط و فقط در گرو لياقت و شايستگى است،و هرگز كمى سن،مانع از آن نيست كه در صورت شايستگى،جوانى بزرگترين مقام و منصب اجتماعى را به دست آورد.
فرماندار مكه،در يك اجتماع بزرگ رو به مردم كرد و گفت:پيامبر اسلام براى من حقوقى تعيين كرده است،و من در سايه آن از هر نوع هديه و كمك شما بىنيازم... (1)
حسن انتخاب ديگر پيامبران اين بود،كه معاذ بن جبل را براى تعليم احكام و قرآن تعيين نمود.وى در ميان اصحاب پيامبر به فقاهت و آشنائى به احكام قرآن معروفيت داشت.حتى وقتى پيامبر او را براى داورى به سرزمين يمن اعزام نمود، از وى پرسيد،مدرك داورى شما در گشودن اختلافات چه خواهد بود؟وى گفت:كتاب خدا، «قرآن».پيامبر گفت:اگر در آن موضوع،تصريحى در كتاب خدا نباشد،از روى چه قضاوت مىكنيد؟وى گفت:از روى قضاوتهاى رسول خدا،زيرا من تمام داوريهاى شما را در موضوعات گوناگون ديده و ثبتخاطر نمودهام.اگر جريانى پيش آيد كه موضوع آن با يكى از داوريهاى شما همانند باشد،از داوريهاى پيامبر استفاده نموده و بر طبق آن قضاوت مىكنم.
رسول خدا،بار سوم افزوده گفت:اگر جريانى پيش آيد و درباره آن تصريحى در كتاب خدا،و قضاوتى از من نباشد،در اين صورت چه مىكنى؟گفت:اجتهاد و كوشش مىكنم و بر طبق قاعده و عدل و انصاف داورى مىكنم.پيامبر فرمود:شكر خدا را كه پيامبر خود را موفق نمود كه شخصى را براى داورى انتخاب كند كه عمل وى مورد رضايت اوست. (2)
پىنوشتها:
1. «سيره ابن هشام»،ج 2/500.
2. «طبقات»ج 2/347.
نمایه پیامبر اکرم در دانشنامه حوزه نت جديد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر