۱۳۸۷ آبان ۳۰, پنجشنبه

ازدواج با ام حبيبه

كتاب: زندگانى حضرت محمد خاتم النبيين، ص 470
نويسنده: سيد هاشم رسولى محلاتى
ام حبيبه دختر ابو سفيان ـ رئيس بنى اميه ـ يكى از سران قريش و رؤساى مكه بود و مردم مكه در هر كار مهمى كه داشتند معمولا او را به رياست خود انتخاب مى‏كردند، چنانكه در جنگ احد و خندق مذكور شد، و از اين نظر موقعيت سياسى مهمى در ميان قريش و قبايل ديگر عرب داشت.بالطبع وصلت با چنين شخصى براى رهبر مسلمانان وسيله مؤثرى براى تبليغ اسلام و آرام كردن دشمنان و مخالفين بود، و از آن سو ام حبيبه نيز چند سال پيش از هجرت مسلمان شده بود و به اتفاق شوهرش عبيد الله بن جحش به حبشه مهاجرت كرد و در آنجا شوهرش ـ پس از اينكه از اسلام دست كشيد ـ از دنيا رفت و بدون سرپرست ماند و چون پدرش ابو سفيان از دشمنان‏سرسخت اسلام بود ام حبيبه راه بازگشت به مكه را نداشت و نمى‏توانست به شهر و ديار خود و خانه پدر باز گردد، در مملكت غربت حبشه نيز زندگى با آن وضع براى او بسيار ناگوار و رقتبار بود، از اين رو وقتى پيغمبر اسلام از ماجرا مطلع شد به منظور كاستن دشمنى و عداوت ابو سفيان و نجات يك زن بزرگ زاده و با ايمان كه به جرم پذيرش اسلام و دين، از وطن آواره شده و در ديار غربت نيز دچار آن وضع دردناك و اسفبار گشته، نامه‏اى به نجاشى پادشاه حبشه نوشت و به وسيله او ام حبيبه را براى خود خواستگارى و عقد كرد .مدتى طول كشيد تا ام حبيبه به مدينه آمد، اما همين عمل رسول خدا (ص) موجب سربلندى او در ميان مهاجرين حبشه و نجات وى از غم و غصه و سقوط روحى او گرديد.

هیچ نظری موجود نیست: