۱۳۸۷ آبان ۳۰, پنجشنبه

سريه عمرو بن كعب و حارث بن عمير

كتاب: زندگانى حضرت محمد(ص) ص 529
نويسنده: رسولى محلاتى
پس از اينكه رسول خدا(ص)از عمرة القضاء مراجعت فرمود چند ماه در مدينه توقف كرد و در اين مدت بيشتر توجه آن حضرت به سوى شمال عربستان و بسط و توسعه اسلام در آن نواحى معطوف بود، زيرا از سمت جنوب با قرارداد صلح حديبيه خيالش تا حدودى آسوده شده بود و از آن سو بخوبى مى‏دانست كه با گذشت‏يكى دو سال خود به خود مردم مكه مسلمان خواهند شد و مقدمات فتح مكه فراهم مى‏شود، اما قسمت‏شمال عربستان كه تحت نفوذ دو قدرت بزرگ آن زمان يعنى ايران و روم بود محيط مساعدى براى تبليغ اسلام به شمار مى‏رفت‏بخصوص قسمت غربى آن كه تحت نفوذ دولت روم و دين مسيح بود آمادگى بيشترى براى پذيرش اسلام داشتند.
از اين رو فكر رسول خدا بدان سو معطوف گرديد و گروهى را به سركردگى عمرو بن كعب غفارى براى تبليغ اسلام به ناحيه شام به جايى به نام‏«ذات الطلح‏»فرستاد ولى مردم آن ناحيه دعوت آنها را نپذيرفته و در صدد قتل آنان - كه جمعا پانزده نفر بودند - بر آمدند و بجز عمرو بن كعب همگى به قتل رسيدند و عمرو بن كعب نيز با زحمتى توانست‏خود را از معركه نجات دهد و جان سالم به در برد.
به دنبال آن نيز پيغمبر اسلام حارث بن عمير را با گروهى به سوى شرحبيل بن‏غسان كه فرماندار شهر بصرى (1) از طرف امپراتور روم بود، فرستاد و نامه‏اى هم به منظور دعوت به اسلام بدو نوشت ولى شر حبيل حارث را با همراهان وى به قتل رسانيد.
اين دو ماجرا سبب اندوه پيغمبر و خشم مسلمانان مدينه و آمادگى آنها براى جنگ با امپراتور روم گرديد و در ماه جمادى الاولى سال هشتم هجرت رسول خدا(ص)لشكر مجهزى را به جنگ روميان به موته كه سرحد شام بود فرستاد.
پى‏نوشت:
1. بصرى - بر وزن كبرى - نام شهرى در نزديكى شام بوده است.

هیچ نظری موجود نیست: