۱۳۸۷ آبان ۲۹, چهارشنبه

بازگشت‏به مكه

حليمه سعديه رسولخدا(ص)را پس ازگذشت پنج‏سال از توقف آن حضرت در ميان قبيله،به مكه و نزدمادرش آمنه باز گرداند،و با اينكه اينكار بر خلاف ميل و خواست‏قلبى او بود ولى روى قرار قبلى و وعده‏اى كه به جدش‏عبد المطلب و مادرش آمنه داده بود آنحضرت را به مكه آورد وتحويل داد.
و در تاريخ براى اينكار حليمه كه بر خلاف رضاى قلبى اوبود جز آنچه گفته شد جهات ديگرى نيز ذكر كرده‏اند:ماننداينكه:
1-ابن هشام در سيره و طبرى در تاريخ خود از حليمه روايت‏كرده‏اند كه گويد:
پس از ماجراى شق صدر شوهرم به من گفت:من ترس آنرا دارم كه اين‏پسر دچار جن زدگى-يا جنون-شده باشد،او را به نزد خانواده‏اش‏باز گردان. حليمه گويد:من آنحضرت را برداشته و به نزد مادرش-آمنه-آوردم،و اوبه من گفت:چه شد با آن اصرارى كه براى نگهدارى اين فرزند داشتى اورا باز گرداندى؟
گفتم:فرزندم بزرگ شده و من وظيفه خود را نسبت‏به او انجام داده‏ام واينك از پيش آمدها و حوادث ناگوار بر او بيمناكم، و روى همين جهت‏همانگونه كه شما مايل بوديد او را به شما مى‏سپارم.
آمنه گفت:داستان اين نيست راست‏بگوى!
حليمه گويد:و بدنبال اين گفتار مرا رها نكرد تا بالاخره من اصل ماجرا رابراى او نقل كردم.آمنه گفت:آيا از شيطان بر او بيمناكى؟گفتم:آرى،گفت:هرگز نگران نباش كه بخدا سوگند شيطان را بر او راهى نيست وفرزند مرا داستانى است، مى‏خواهى داستانش را براى تو باز گويم؟گفتم:
آرى...
حليمه گويد:سپس آمنه داستان دوران حاملگى و ولادت آنحضرت ومعجزاتى را كه مشاهده كرده بود براى من باز گفت... -كه ما قبل از اين‏در داستان ولادت نقل كرده و تكرار نمى‏كنيم-و آنگاه گفت:فرزندم رابگذار و برو (1)
2-و نيز در همان سيره ابن هشام آمده كه از جمله‏انگيزه‏هاى حليمه در باز گرداندن رسول خدا به نزد مادرش آمنه‏آن بود كه چند تن از نصاراى حبشه رسول خدا(ص)را با حليمه ديدند،و نگاههاى دقيق و خيره‏اى به آنحضرت نموده و او رابررسى كردند،و آنگاه بدو گفتند:
ما اين پسرك را ربوده و به شهر و ديار خود خواهيم برد كه‏او در آينده داستان مهمى دارد كه ما دانسته‏ايم و همين سبب شدتا حليمه آنحضرت را پيوسته از نظر آنان دور داشته و بالاخره هم‏ناچار شد او را به نزد آمنه بازگرداند. (2) و نظير اين روايت در كتابهاى ديگر نيز با مختصر اختلافى‏نقل شده است.
پى‏نوشتها:
1-سيره ابن هشام ج 1 ص 165.تاريخ طبرى ج 1 ص 579.
2-سيره ابن هشام ج 1 ص 167.
درسهايى از تاريخ تحليلى اسلام جلد 1 صفحه 207
رسولى محلاتى

هیچ نظری موجود نیست: